The Struggle
A military force established by deception of sense
that you deceive enemies
so that they do not know your real condition,
and that they can establish supremacy.
It is mobilized by a game in a sense that
it goes into action when it sees an advantage,
dividing and recombining is done to confuse opponents
and observe how they react to you
so that they can adapt and situate
and seize victory.
Therefore, when it moves swiftly it is like the ramp,
when it goes slowly it is like the force.
It is rapacious as fire and immovable as mountains,
and as swift as the wind in that it goes without a trace and
withdraws like lightning and it is like a force in that its whirling
and is rapacious as fire across a plain,
not leaving a single blade of grass.
But as immovable as a mountain, and it is dark all around.
It is hard to know as the dark ends up killing thunder.
To ponder a locality to line up your troupes to expand
your territory divide the spoils.
The rule for military operations is to feed of the enemy as much as possible,
however, the localities where people do no have very much
it is necessary to divide up the troupes into smaller groups
to take what they need here and there.
For when then and there, there will be enough
Welcome to the universe |
ستیز
یک نظامی قدرت خود را به وسیله فریب خوردن فکری
که تو با آن دشمنانت را فریب می دهی تامین می کند.
پس آنها هر گز چگونگی کار تو را نمی فهمند
(که) قدرت خود را همچنان افزایش می دهند.
آنها به وسیله ی بازی ای در یک احساس بسیج شده اند
که در هر کاری شرکت می کنند که در آن منفعتی ببینند.
از هم جدا می شوند و به هم می پیوندند که حریف را گیج کنند
و مشاهده می کنند که چگونه عکس العمل نشان می دهند.
آنها می توانند جور شوند و با هم موافق باشند
و پیروزی را تصرف کننند.
بنابرین وقتی سریع حرکت می کند مثل سرازیری است
و وقتی به آهستگی حرکت می کند مثل : نیرو.
مثل آتش غارتگر است و پایدار مثل کوهها
سریع مثل بادی که بدون هیچ ردپایی می رود و
نمایان می کند مثل روشنایی و مثل نیرویی است در آن می چرخد
و غارتگر است مثل آتشی سرتاسر روشنی.
یک برگ باریک بلند از چمنهای کوتاه جدا نمی شود.
بلکه مثل کوه پایدار , و تمام اطرافش تیره است.
سخت است که بخواهی تصور کنی تیرگی این رعد کشنده را خاتمه می دهد.
اندیشه کن محلی را که دسته ی بازیگرانت صف می بندند.
برای اینکه کشورت را توسعه دهند غنایم جنگی را تقسیم می کنند.
نقش عملیات نظامی تا آنجا که بتوان غذا خوردن از دشمن است
اگر چه در مکانها , جاهایی که مردم چیز زیادی ندارند
لازم است که دسته ی بازیگران به گروههای کوچکتری تقسیم شوند
تا چیزهایی که اینجا و آنجا نیاز دارن را بدست آورند.
برای وقتی دیگر و آنجا , آنجا کافی خواهد بود.
به جهان خوش آمدی . |